اين پژوهش به بررسي رابطه فرهنگ سازمان با مسئوليت پذيري اجتماعي سازمان، در وزارت نيرو ايران و شركتهاي تابعه پرداخته است. بر اساس يافته هاي ناشي از مباني نظري و نتايج و يافته هاي تحليلي اطلاعات جمع آوري شده از طريق عمليات ميداني و مصاحبه گروه كانون با خبرگان، مي توان نتايج پژوهش حاضر را به شرح زير ارائه نمود:
نتايج حاصل از اجراي آزمون معني دار بودن ضريب همبستگي چند متغيري ، نشان دهنده همبستگي مثبت و معني داري بين فرهنگ سازماني و مسئوليت اجتماعي در وزارت نيرو مي باشد. همچنين لازم بذكر است كه نتيجه حاصل از اين پژوهش همسو با مطالعات بارون وگرينبرگ ( 2000 ) و دنيسون ( 2000 ) مي باشد.
بررسي آزمون مربوط به تاثير آرمان مشترك كاركنان بر مسئوليت اجتماعي سازمان ها نشاندهنده اين واقعيت است كه "آرمان مشترك كاركنان" عامل تعيين كننده اي در ايجاد مسئوليت اجتماعي سازماني بين كاركنان مي باشد.
بر اساس نتايج حاصل از آزمون فرضيه دوم، ميتوان گفت كه شاخص كار تيمي كاركنان بر مسئوليت اجتماعي سازمانها تاثير گذار نمي باشد. بررسي آزمون فرضيه سوم نشاندهنده اين امر مي باشد كه عامل شفاف بودن ماموريت شركت بر مسئوليت اجتماعي سازمانها تاثير گذار مي باشد و با توجه به اين نكته مي توان از شفافيت و درك واحد ماموريت سازمان ها بر پياده سازي مسئوليت اجتماعي سازماني استفاده كرد. و همچنين از بررسي آزمون فرضيه چهارم به اين نتيجه رسيديم كه مدل هاي ذهني كاركنان شركت بر مسئوليت اجتماعي سازمان ها بيشترين تاثير را داشتند و به واقع مدل هاي ذهني كاركنان مهمترين نقش را بين عناصر فرهنگ سازماني در پياده سازي مسئوليت اجتماعي سازمان ها ايفاء مي كند.
در راستاي تاييد يافته هاي تحقيق حاضر، مطالعات متعدد ديگري نيز تاثير فرهنگ و جو سازماني را بر مسئوليت اجتماعي سازمان بررسي كرده و آن را تاييد كرده اند، مثلا كوون ( 2002 ) و هولوزكي ( 2002 ) بيان مي كنند فرهنگ سازماني غني و رهبري فرهمند و كارمندنگر بر مسئوليت اجتماعي كاركنان و سازمان بيش از رهبري كار محور تاثير دارد. اما چگونگي تاثير گذاري آن و مولفه هاي تاثيرگذار بر مسئوليت اجنماعي سازمان كمتر مورد مطالعه قرار گرفته است كه در اين تحقيق سعي بر شناخت و ميزان تاثير گذاري مولفه هاي فرهنگ سازماني بر مسئوليت اجنماعي سازمان در فرهنگ سازمان هاي ايراني بوده است. مثلا در پژوهش حاضر با توجه به نتايج حاصل از رگرسيون مي توان گفت كه مهمترين مولفه موثر بر مسئوليت پذيري اجتماعي در وزارت نيرو، مدل هاي ذهني كاركنان است. همچنين در رابطه با تاثير فرهنگ سازمان بر مسئوليت پذيري اجتماعي سازمان، در مجموع چهار فرضيه فرعي اين تحقيق مورد تاييد قرار گرفت و فرضيه اصلي تحقيق نيز با توجه به داده هاي بدست آمده و تحقيق صورت گرفته مورد تاييد واقع شد.
همچنين ضرايب همبستگي پيرسون بين مولفه ها و نتايج به دست آمده نيز حاكي از آنست كه فرهنگ سازمان بر مولفه هاي مسئوليت پذيري اجتماعي تاثير بالايي دارد و با انجام مصاحبه گروه كانون، كه با كاركنان و پرسنل وزارت نيرو انجام شد، آنان نيز اين امر را تاييد كردند.
به عنوان پيشنهاد تحقيق حاضر و با توجه به نظر خبرگان در خصوص كارايي شيوه خود نظمي مثبت و تاثير مدل هاي ذهني كاركنان بر افزايش مسئوليت پذيري اجتماعي مي توان اينگونه نتيجه گيري كرد كه لازم مي باشد به جاي قرار دادن قواعد و مقررات از پيش تعيين شده سازماني و بدون توجه به نظرات كاركنان و دخالت آنها در وضع اين قواعد، از مشاركت كاركنان استفاده كرد و مديران سازمان باي د در مرحله سياست گذاري سازماني به اهميت توجه مسئولانه نسبت به سلامتي كاركنان، افراد جامعه، محيط و وظايف محوله، پي ببرند و جهت نهادينه شدن اين مورد در فرهنگ سازماني ، همين امر را به كاركنان نيز آموزش دهند. طبق نظر خبرگان ،نمي توان از كاركنان انتظار رفتار مسئولانه را داشت، بدون آنكه به آنها مسئوليت را آموزش داده باشيم.
در پايان با توجه به ادبيات تحقيق و با در نظر گرفتن يافته هاي پژوهش حاضر، پيشنهاد مي شود كه با توجه به تأثير يادگيري مبتني بر خود در افزايش قابل توجه مسئوليت پذيري اجتماعي سازماني كاركنان، بايستي به آموزش ابعاد مختلف مسئوليت اجتماعي سازمان همچون:آرمان مشترك ، كار تيمي كاركنان ، شفاف بودن ماموريت و از همه مهمتر، مدل هاي ذهني كاركنان در امر افزايش مسئوليت در قبال جامعه ، محيط، اخلاق و مسئوليت مالي سازمان ها پرداخت.
برچسب: بحث و نتیجه گیری در پایان نامه,بحث و نتیجه گیری,بحث و نتیجه گیری پایان نامه,بحث و نتیجه گیری مقاله,بحث نتيجه الثانويه العامه بالاسم,بحث نتيجه الشهاده السودانيه برقم الجلوس,بحث نتيجه الاعداديه بالاسم,بحث نتيجه الشهاده السودانيه,بحث نتيجه الابتدائيه بالاسم,بحث نتيجه,
نویسنده: مریم اسدیان