مقدمه
متفكران رشته مديريت از دهه 1950 ، توجه خود را بيشتر به مسئوليت هاي اجتماعي سازمانها معطوف كرده اند. تمام سازمان هايي كه فقط سود و زيان خود را وزن مي كردند، تحت فشار مردم و سازمان هاي مشابه، ديد خود را اندكي به فراتر از منافع صرف سازمان اندوختند. ديگر به وضوح مشخص است كه اعمال سازمان ها بر محيط بيروني تأثير بسزايي خواهد داشت و نمي توان سود و زيان ناشي از سازمان ها بر جامعه را ناديده گرفت. جهت مسئوليت اجتماعي به سمتي است كه فوايد اجتماع در آن امتداد است. لذا تلاش بر اين بوده است كه سود و زيان سازمان ها به گونه اي باشد كه مردم هزينه اضافي متحمل نشوند. منظور از...
ادامه مطلب